WWW.DEHATICO.IR
معماری روستایی


1394/09/24
معماری روستایی

معماري روستايي،

 ساخت خانه
 
ساختمان هايي که در گذشته ساخته مي شدند، به علت رعايت اصول و معيار هاي آب و هوايي خاص هر منطقه، در برابر عوامل نامساعد جوي، داري عملکرد بهتري نسبت سازه هاي امروزي بود و مي توانست انسان را در شرايط سرد و گرم سال محافظت نمايد.
 اما رشد تکنولوژي در بعد از انقلاب صنعتي و دستيابي آسان انسان به انرژي هاي فسيلي موجب شد، که رعايت معيارهاي زيست محيطي در ساخت و ساز خانه به بوته ي فراموشي سپرده شود.
امروزه، محدوديت منابع انرژي هاي فسيلي و همچنين بروز مسائل و مشکلات زيست محيطي در جهان، موجبات گرايش انسان به طبيعت و رعايت هر چه بيشتر معيار هاي آب و هوايي در ساختمان هاي جديد را فراهم آورد، و اينگونه به نظر مي رسد که تکنيک هاي ساخت و سازي که برگرفته از شرايط اقليمي و معماري بومي باشد، مي تواند يکي از راه هاي برون رفت از اين معضلات باشد.
 يکي از شاخصه هاي سازه هاي روستايي در مناطق کوهپايه اي همچون البرز، زاکرس و هندوکش استفاده از چوب در "سقف پوشي" بوده است.
 روستائيان اين نواحي، به واسطه ي وجود درخت و استفاده از چوب مي توانستند ساختمان هايي دالان مانند و دراز برپا دارند، بر خلاف مناطق خشک و کويري ايران که تکنيک بام بندي قوسي و عمومأ به صورت مربع شکل امکان پذير بوده است. ساخت اينگونه بام ها با طاق هاي قوسي در ايران، باعث توجه دانشمنداني چون صاحب حدود(مينورسکي در ترجمه ي حدودالعالم) و اصطخري(مسالک، پ.شوارتس، ايران در قرون وسطي، در باره ي خانه هاي سيرجان) و ابن حوقل(متن انگليسي لسترنج) شده بود و اشاراتي نيز به آن داشته اند. چنانکه شکل گنبدي بام ها در اين مناطق، به نوعي مي توانسته برطرف کننده ي گرماي تابشي خورشيد در روز هاي تابستان بوده باشد. از مشخصه هاي اين گونه معماري مي توان به استفاده ي فروان از گل و خشت اشاره نمود.
 همچنين ساخت خانه در طبرستان قديم نيز مورد توجه "ابن حوقل" و "اصطخري" قرار گرفته بود، آنان به استفاده ي فروان آن مناطق از چوب و ني در سازه هاي خويش اشاره هايي داشتند و همچنين سقف هاي شيب دار و نک تيز که با سفال پخته پوشانيده مي شده است.
 اما براي بام بندي خانه ها در مناطق کوهپايه ايي از چوب استفاده مي شده است و اينگونه بود که بام ها به صورت مسطح ساخته مي شده اند. و در اينجا نکته ايي بايد يادآوري گردد که در معماري ايراني، هميشه معماري باشکوه شامل کاخ ها، مساجد و کاروان سراها مورد برسي و پژوهش کارشناسان قرار گرفته است و سازه هايي که توسط توده مردم بوجود آمده اند کمتر مورد توجه محققين قرار گرفته است که اميدواريم از اين پس اينگونه نباشد.
 
مصالح بناهاي روستايي در معماري قديم، عبارت بود از: سنگ در ابعاد مختلف (سنگ بزرگ در قسمت پي ) و ديوار ها، گل به جهت ملات، کاه گل براي پوشش ديوارها و بام، چوب براي زدن سقف و ساخت درب ها، پنجره ها و گنجه ها.
 خانه هاي روستا رو به جنوب و عمدتاً در يک طبقه احداث مي شدند... پي و ديوار ساختمانهاي روستا بسيار قطور و معمولا بيش از يک و نيم متر بود. ابتدا در محل احداث ديوارها پي کني مي‌شود و سپس حدود يک متر يا کمي بيشتر از سطح زمين ديوار سنگ چين آغاز مي‌شده است.. که مرحله سنگ چين ديواره ها با لايه هايي از گل در هر رديف تا زير سقف ادامه مي‌يافت. ارتفاع ديوارها تا حداکثر سه متر امتداد داشت. همچنين بر بالاي ديوارهاي هر اطاق يک تير محکم تر چوبي به موازات تير هاي ديگر قرار ميدادند که به آن (شاه تير) گفته مي‌شد. البته در خانه ها و يا آغل هايي با عرض بيشتر که احتياج به ستون هاي مياني داشتند، شاه تير هماهنگ کننده و تراز کننده مابقي تيرهاي بود که روي آن قرار مي گرفتند، چون در اين مکان ها شاه تير ها به صورت طولي بر روي ستون ها قرار مي گرفت.
 ولي در احداث سقف هاي کم عرض همان شاه تيرها، در مرکز و هم محور با طول اطاق قرار داده ميشدند. معمولأ شاه تير ها از درختاني جنگلي بنام "هوورس" و يا همان "اورس" حاصل مي شد که داراي چوبي بسيار مقاوم و زيبا بود. سپس بر روي چوب ها تخته يا حصير مي کشيدند و بعد از آن گل ريزي يا "گل بام" با شيب بندي به سمت گلوگاه ناودان تمام مي‌شد. ناودان ها معمولأ از جنس چوب و بعد ها از ورق هاي فلزي ساخته مي شدند. دور تا دور پشت بام با لبه اي خارجي به طول ساختمان و به عرض حدود ?? سانتي متري که به اين پيش آمدگي لبه ي بام، "لودار" گفته مي شد به جهت آب چکان و عمومأ براي جلوگيري از نفوذ آب به سقف داخلي، ديوارها و ايوان نصب مي شد. همچنين در هنگام بارندگي براي جلوگيري از نفوذ و چکه کردن آب از سقف با استوانه اي سنگي به نام "بام غلطان" که "بِوم گاردن" هم گفته مي‌شد و داراي وزني بيش از ?? کيلو گرم بود با دسته‌اي چوبي كه بعدها فلزي شد سراسر بام را غلتک مي‌زدند، تا با متراکم شدن خاک رس سطح روئي از ايجاد چکه جلوگيري شود. كه اين كار همه ساله و در فصل بارش انجام مي گرديد. معمولا در مرکز سقف هر اطاق اعم از مسکوني و يا دامداري يک دريچه ?? در ?? در نظر گرفته مي‌شدکه به آن "دريجه" گفته ميشود : خروج دود در واحد مسکوني و ورود علوفه ي خرد شده در زمستان از بالاي پشت بام به انبار طويله از کارکردهاي دريجه به حساب مي آمد. درب ورودي بنا يك لنگه و درب ورودي اطاقها دو لنگه و از الوار ساخته مي‌شد. بناهاي مسکوني معمولاً داري ايواني بود كه سقف آن با ستون هايي با نام محلي "استون" حمايت مي شد و در گوشه ي ايوان تنوري که درون آن نان فراهم مي شد و پس از پخت نان ذغال ها گداخته را به چال کرسي منتقل مي کردند.
تزئين نماي دروني ديوارها با گاه گل و در بعضي مواقع از گلي سفيد رنگ به نام "اسپي گل" پوشانده ميشد. داخل اطاق ها طاقچه هايي براي گذاشتن پي سوز و گردسوز تعبيه مي گرديد که براي ساکنين جنبه حياتي داشت.
 
ايزد پل خوابي 

نظردهی
نام :
ایمیل :
نظر :
نظرات
1395/05/04
امیرعلی

باسلام. جناب آقای پلخوابی عزیز. نوع نگاه شما به مقولات فرهنگی و اجتماعی منحصر بفرد و قابل ستایش است. امید آنکه در تمام مراحل زندگی پیروز و سعادتمند باشید.