WWW.DEHATICO.IR
جددیدترین مقالات
یک دهاتی دیگر


1394/08/27
یک دهاتی دیگر



یک دهاتی دیگر…

برگرفته مجله دهاتی
شماره ۲۳ مرداد ماه ۱۳۸۴
خبردار شدیم که یک دهاتی دیگر پیدا شده ، ولی کار و کاسبی او با ما مقداری تفاوت دارد با این توضیح که اگر دهاتی ما کاری فرهنگی و فنی در زمینه کشاورزی انجام می دهد ، دهاتی دوم نام موسسه ای است که تولیدات لبنی و عرضه محصولات کشاورزی را به عهده دارد و محل فعالیت آن هم در جاده چالوس – کیلومتر ۴۵ در حول و حوش روستای پل خواب است . به همین جهت یک روز صبح زود شال و کلاه کردیم و راه افتادیم ببینیم دهاتی دوم چه می کند . می دانید که جاده چالوس از زیباترین جاده های کشور است و به خصوص در این فصل که سبزه و آب در باریکه جاده کوهستانی دست در آغوش یکدیگر برده و طبیعت زیبای منطقه را جلوه ای بهشتی می دهند … در منطقه مورد نظر جایی است که جاده تنگ و باریک اندکی خود را فراختر می سازد تا حدی که در دو طرف جاده ساختمان هایی ایجاد شده و در آنها فعالیت های مختلفی صورت می گیرد و البته برای ما از همه چشمگیر تر ، تاسیساتی که بر تارک آن تابلوی زیبای (( دهاتی )) می درخشد …

به محض ورود ما ، صاحب موسسه آقای ایزد پل خوابی به استقبال می آید و پس از صرف چند فنجان چای ، گفت و گو آغاز می شود که خلاصه آن را در زیر ملاحظه می نمایید :
- لطفا” خودتان را به طور کامل برای خوانندگان معرفی کنید و سرگذشت زندگی خود را تا راه اندازی این موسسه برای ما بیان بفرمایید.

من ، ایزد پل خوابی بچه همین منطقه هستم . در سال ۱۳۴۶ در روستای پل خواب به دنیا آمدم و بعد از گذراندن تحصیلات اولیه می خواستم در مرکز آموزش سلمان شهر به تحصیل در رشته کشاورزی بپردازم . ولی متاسفانه در سال ۶۱ که این قصد را داشتم در مرکز آموزش به علت زیادی دواطلب مرا نپذیرفتند و ناچار در دبیرستان محل خودمان ، در آسارا به رشته ادبی روی آوردم . بعد از پایان تحصیلات به خدمت سربازی رفتم و زمانی که خواستم کاری را شروع کنم در رستوران توچال به تولید لبنیات به طریق سنتی پرداختم .

- چطور شد که جذب این رشته شدید ؟ کارهای زیاد و فعالیت های گوناگونی در کشور هست … اما شما چرا به این کار سرگرم شدید؟
اولا” که من روستا زاده هستم . خانواده ما کشاورزی و دام داری دارند . طبیعی است که من هم دنباله کار آنها را بگیرم و علت انتخاب این فعالیت دلیل دیگری نداشت .
- این قبول که شما به علت اشتغال خانواده به امور دام داری و کشاورزی دنباله کار آنها را گرفتید … اما شما که جوانی تحصیل کرده هستید چه طور در رستوران توچال لبنیات سازی را به شکل سنتی ادامه دادید و حال آن که امروزه موضوع تهیه ماست و پنیر به طریقه صنعتی پاکیزه تر و بهداشتی تر است …
بله من هم دقیقا” دنبال همین موضوع بودم . وقتی رستوران توچال را رها کردم شیوه کار سنتی را هم کنار گذاشتم ، رفتم اول دنبال مطالعه … چند کارگاه را در رشت ، شهریار و محمد آباد کرج مطالعه کردم و به خوبی با این طرز کار ماشینی آشنا شدم . اما در تمام مدت در این فکر بودم که محصول به دست آمده ضمن تمیزی و شکیلی طعم اصلی خود را حفظ کند به همین خاطر از مخزن های پخت شیر از جنس (( استیل )) استفاده کردم

و با حرارت مستقیم ، پخت شیر را انجام دادم . محصول در همین پخت با میکسر ۱۴۰۰ دور در دقیقه مخلوط و بعد از پخت تبخیر می شود و بعد توسط پمپ غلیظ کن به سیستم هموژنیزه منتقل و بعد از یکسان سازی توسط آب پلیت و به گرمخانه و سرد خانه های صنعتی منتقل می گردد …

- ببخشید حرفتان را قطع می کنم … ولی این طریقه عمل آوری شیر مقداری فاضلاب آلوده ساز دارد که محیط زیست را تخریب می کند ….. برای آن هم چاره اندیشی کرده اید ؟
بله … فکر آن را هم کرده ایم .. برای حفظ سلامت محیط زیست ، موسسه ما اقدام به نصب و راه اندازی سیستم تجزیه و تصفیه فاضلاب نمود که شامل یک عدد (( ایم هاف تانک )) و یک عدد (( سند فیلتر )) و یک حلقه چاه جاذب می باشد . البته نصب و راه اندازی سیستم تصفیه فاضلاب توسط شرکت پاکان صنعت مجد انجام شد.
- پس در حال حاضر در کارگاه شما فقط ماست معروف به (( دهاتی )) تهیه می شود اما با روشی که توضیح دادید کاملا” بهداشتی و سالم فراهم می گردد… بفرمایید شیر لازم برای تبدیل به ماست را از کجا و چگونه تهیه می نمایید؟

قبل از اصلاحات ارضی ، کشاورزی و دامداری منطقه ما رونق به سزایی داشت و قسمت زیادی از نیازهای لبنی مردم تهران از همین نواحی تامین می شد که شامل ارنگه ، لورا و نیز طالقان و دماوند می گردید ؛ چون در آن زمان ها جاده چالوس احداث نشده بود محصولات لبنی منطقه از طریق راه های شهرستانک ، توچال یونجه زار و دروازه قزوین به تهران برده می شد. در سال های ۴۰ و بعد از اصلاحات ارضی بسیاری از کشاورزان کار زراعت و دامپروری را رها کردند و جذب کارهای شهری شدند و در مناطق روستایی هم فعالیت های آبخیزداری ، جاده سازی و کارهای دیگر رواج یافت ، اما در کنار این ها عده ای نیز مقاومت کردند و با استفاده از منابع پایه یعنی آب و زمین و مرتع به کار زراعت و دامپروری ادامه دادند و همین ها هستند که شیر لازم برای کار ما را تامین می کنند . می توانم بگویم از فاصله ۴۰ کیلومتری تا ۱۰ کیلومتری روزانه حدود ۵۰۰ لیتر شیر به ما می رسانند و با شیری که از نقاط دیگر تهیه می کنیم روزانه حدود ۱۰۰۰ لیتر شیر محلی ، ماده اولیه کار ما را تشکیل می دهد …
من روی شیر محلی و منطقه البرز زیاد تکیه می کنم برای این که اعتقاد فراوانی به ویژگیهای البرز و آب و علف آن دارم …
- علاقه شما به البرز و محصولات آن کاملا” مسلم است . هر تازه واردی به فروشگاه شما به محض این که شعر معروف فردوسی را
(( که ایزد پاک از میان گروه برانگیخت ما را ز البرز کوه ))
ببیند به احساسات البرز گرایی شما پی می برد …. ولی ما در فروشگاه ، محصولات دیگری هم نظیر عسل و خشکبار دیدیم … در حالی که از سایر محصولات خبری نبود …
شما کاملا” حق دارید … در فروشگاه ما اصلا” از چیبس و آدامس و نوشابه … خبری نیست . عسل یا سبزی های خشک شده ، خشکبار و گلپری که ملاحظه کردید تمام محصول همین منطقه البرز است . کوهساران ما به علت وجود گیاهانی نظیر گون ، آویشن و باریچه و … بهترین زیستگاه برای پرورش زنبور عسل نژاد ایرانی است و ما با جمع آوری و فرآوری عسل یا میوه های منطقه به صورت خشک شده در بسته بندی بهداشتی ، آنها را به مشتریان عرضه می کنیم …… در واقع فروشگاه ما ویترینی است که کل تولیدات محلی را نشان می دهد … لابد توجه کرده اید که در مغازه انواع ترشی های محلی و سرکه سیب محلی را برای خریداران آماده کرده ایم …
- تا اینجا برای ما مسلم شده که اگر موفقیتی به دست آمده نتیجه پشتکار و فعالیت شما بوده … اما این را هم از یاد نبریم که برای هر کاری سرمایه ای لازم است … در این باره چه کرده اید ؟
این محلی را که ملاحظه می کنید و کارگاه ما در آن قرار گرفته محلی بود که از آن به عنوان تعمیرگاه اتومبیل استفاده می کردند . برای خرید آن و پاره ای اصلاحات حدود ۱۵۵ میلیون ریال هزینه شد . خرید وسایل و ماشین آلات هم کلی پول ، سرمایه می خواست . اما من در آن زمان فقط ۷۰ میلیون ریال سرمایه داشتم خداییش را بخواهید در این باره من خود را مدیون آقای رسول اف ، مدیر عامل بانک کشاورزی می دانم که چون فهمید من واقعا” قصد کار و فعالیت دارم و در راه افتادن این کارگاه کلی در ارتقای منطقه و اشتغال افراد تاثیر دارد در نهایت محبت و مساعدت ۴۳ میلیون تومان به ما وام داد که بدون چنین کمکی هرگز چنین فعالیتی راه نمی افتاد …
- آخرین سوال من که اصل و اساس آمدن به این جا و طرح این مصاحبه را تشکیل می دهد درباره این موضوع است که چرا برای موسسه خود نام دهاتی را انتخاب کرده اید … اسم که قحط نیست … می توانستید نام دیگری را بر موسسه خود بگذارید …
من با این که سن و سال زیادی ندارم در همین مدت عمرم این طور دریافته ام که دهاتی در ذهن مردم یعنی صداقت … درستی … بی شیله پیله گی … وقتی در رستوران توچال کار می کردم و ماست محلی به طریقه سنتی تهیه می کردم و ماست محلی به طریقه سنتی تهیه می کردم هر وقت اتومبیل ها آن جا می ایستادند ، مردم شهری به سراغ من می آمدند و بیدرنگ می پرسیدند : ماست دهاتی داری ؟ … و من هم همان ماست های سنتی را به آنها می دادم .
درباره قیمت آن هم هیچ چک و چانه نمی زدند و خوشحال بودند از این که ماست دهاتی یعنی ماست واقعی … ماست خالص … و ماست بی غل و غش به تهران می برند … دهاتی برای من مظهر این صفات عالی انسانی است و برای همین هم از انتخاب چنین نامی هرگز پشیمان نیستم .

 
 

نظردهی
نام :
ایمیل :
نظر :
نظرات
نظری ثبت نشده است